نمی دانم چرا دیریست می لرزد صدای من
به پای من چه بی تاثیر میریزد دعای من
چنانم گل کرد در آئینه ام تصویر دلتنگی
نمی گنجد تماشای گلی در چشمهای من
بیابان در بیابان خستگی ماند و پریشانی
نمی آید به همراهم دیگر پایم , عصای من
دل من این چراغ روبرو تاریک شد کم کم
چه خواهد کرد بعد از این دل بی دست و پای من

نظرات شما عزیزان:
|